روزنوشته های من


اگر یک ساعت برای حل یک مساله وقت داشته باشم 


پنجاه وپنج دقیقه راصرف تعریف دقیق صورت مساله 

 

                         خواهم کرد


                       آلبرت انیشتین 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ دی ۹۶ ، ۰۹:۱۱
محمد جواهری

من معمولا از کتاب هایی که دوز بالایی از مسایل انگیزشی


 را می خواهند به شکل آمپول در ذهن تزریق کنند خوشم نمی یاد 


به تازگی و به اصرار و معرفی یکی از دوستان کتاب اثر مرکب دارن هاردی


را خریدم و مدتی طول کشید تا خودم را متقاعد کنم که بخوانمش.


با اینکه شاید کتاب سطح بالایی در زمینه رشد فردی نباشه اما 


ویژگی های مثبت زیادی داره که متمایزش می کند .


ایده اولیه بسیار ساده است که آن را با یک مثال توضیحش می دهد:


شم 3میلیون دلار را دوست دارید یا یک سکه 1 سنتی که هر روز 


و تا 31 روز دوبرابر می شود ؟کدام را انتخاب می کنید ؟


و در نهایت شعبده ی هاردی که سکه ی یک سنتی بعد از 31 روز بیش از 


10 میلیون دلار می شود و جالب تر اینکه در دو سه روز آخر بیشترین 


میزان جهش را دارد .


اینجا بحث بر سر مباحث مالی و نرخ سود سرمایه گزاری نیست 


هاردی با طرح این مسئله در پی بازگو کردن قانونی طلایی است :


تفاوت های بنیادین = زمان + پایداری + انتخاب های روزانه 


نکته جالب اینجاست که این فرمول در هر دو سر 


موفقیت و شکست یکسان عمل می کند


بسته به انتخابهای کوچک روزانه ما 


میزان پایداری و زمانی که اختصاص می دهیم 


به ته دره شکست یا نوک قله موفقیت خواهیم رسید .


پی نوشت 1) درست است که در ایران عزیز ما مخصوصا در موارد مالی 


این تفاوت های بنیادین گاهی مانند مائده آسمانی !


پیش روی بعضی از نورچشمی ها فرود می آید 


اما توجه به این نکته مهم است که ما مسائلمان را در چه 


بازه زمانی حل می کنیم ؟


در یک مقطع کوتاه مدت ممکن است رانت و دزدی جواب خوبی بدهد 


اما در بلند مدت احتمال موفقیت بسیار کوچک خواهد بود .


وگرنه آنکه شرافتمندانه کار می کند و او که 


رانت می خوارد هر دو یک مسئله را حل می کنند 


و آن پیشرفت و رشد است اما تفاوت 


در افق زمانی حل مسئله و پایداری راه حل است .





۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ دی ۹۶ ، ۰۹:۳۹
محمد جواهری


پیش نوشت(1):مطالبی که در ادامه می خوانید ترجمه ی قسمت هایی از کتاب 


PREDICTABLY IRRATIONAL نوشته دن اریلی می باشد 


البته ترجمه،ترجمه ای آزاد است وبیشترمنظور درک مفاهیم مطرح شده در کتاب است .


اصل مطلب:


به نظر من شفاف نوشتن و بامثال  مطالب علمی و تئوریک را بیان کردن 


ویژگی است اریلی را از نویسندگان هم ترازش جدا می کند .


وقتی متن های او را می خوانی می توانی مطمئن باشی که در هر صفحه


 تو را شگفت زده خواهد کرد .


او کتاب نابخردی های پیش بینی پذیر را با مثالی شروع می کند 


مجله اکونومیست سه انتخاب برای مشترکانش پیشنهاد داده است :


1-عضویت نسخه اینترنتی فقط                      59$


2-عضویت نسخه چاپی فقط                         125$


3-عضویت نسخه چاپی و اینترنتی                  125$


شاید بد نباشد شما هم فکر کنید کدام یک از این عضویت ها را انتخاب می کنید ؟


اریلی این آزمون را با 100 نفر از دانشجویان مدیریت دانشگاه MIT انجام داده و نتایج آن:


1-عضویت اینترنتی فقط(59$)                          16نفر


2-عضویت نسخه چاپی فقط(125$)                 هیچکس


3-عضویت نسخه چاپی واینترنتی(125$)            84نفر


تا این جا همه چیز به نظر منطقی است اما بگذارید آزمایش دیگری انجام دهیم .


از آن جایی که عضویت نسخه چاپی گزینه هیچکس نبود 


این گزینه را حذف می کنیم و آزمایش را دوباره تکرار می کنیم 


اما این بار 


عضویت اینترنتی فقط(59$)                           68 نفر


عضویت نسخه چاپی و اینترنتی (125$)           32نفر


گویا حذف گزینه ای که هیچ مشتری نداشت کل معادله را بهم زده است .


ذهن انسان به شکل مداوم در حال مقایسه کردن و تعیین نسبت چیزها


 با یکدیگر است.


در مثال بالا گزینه دوم تله ای (Decoy) بود که ذهن ما را به دام می اندازد 


و باعث می شود ما گزینه دوم را با سوم مقایسه کنیم و عقل سلیم گزینه سوم 


را انتخاب می کند .اما در آزمایش دومگزینه ای برای مقایسه وجود ندارد 


پس می بینیم که خیلی ها فقط قیمت کمتر را انتخاب کرده اند!


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ دی ۹۶ ، ۲۰:۳۹
محمد جواهری

کتاب PREDICTABLY IRRATIONAL  در سال 2008 منتشر شده است .


دن اریلی در این کتاب به جزییات دقیقی از نحوه تصمیم گیری ما اشاره می کند .


جزییاتی که هر شنونده ای را به فکر فرو می برد وهر خواننده ای را به چالش می کشد .



در مجموعه پست های بعدی بیشتر در باره این کتاب و مباحثی که در آن طرح شده خواهیم پرداخت .


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ دی ۹۶ ، ۲۲:۳۵
محمد جواهری
نفس کشیدن جزو آن دسته از افعال غیرارادی ماست که کمتر به آن توجه داریم 

مکانیزم پیچیده تنفس آنقدر برای مان پیش پا افتاده است 

که حتی سال به سال هم به آن توجهی نمی کنیم .

اما هر روز و هر ساعت و هرلحظه در حال نفس کشیدنیم بدون آنکه از سیستم آن سر دربیاوریم .




     

از این موارد - یعنی کارهای مهمی که بی اختیار انجام می دهیم - در زندگی ما کم نیستند .

یکی از آن موارد که اتفاقا هر لحظه با آن درگیر هستیم انتخاب است .



ما هر لحظه با انتخابهایی مواجهیم و باید برای آنها تصمیمات لازم را بگیریم 

حتما برای شما هم پیش آمده که بعضی مواقع احساس می کنیم نمی توانیم تصمیم بگیریم 

 این عدم تواناییما در تصمیم گیری علل متفاوتی می تواند داشته باشد.

 یکی از آنها نداشتن اطلاعات لازم درباره موضوع مورد تصمیم گیری است 

دوم نداشتن مهارت تصمیم گیری است 

متاسفانه در کشور ما در هیچ مقطعی از مقاطع تحصیلی به ما مهارت 

تصمیم گیری آموزش داده نمی شود 

مهارتی که جزو پایه ای ترین و اساسی ترین مهارت هاست 

در این سری از گفتگو ها می خواهیم کمی بیشتر درباره این مهارت گفتگو کنیم .
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ شهریور ۹۶ ، ۲۲:۳۲

در فرهنگ های توسعه نیافته

انسان ها به پیشرفت فکر می کنند

و در فرهنگ های پیشرفته به رشد.


پیشرفت ،با سنجش موقعیت ما 

نسبت به دیگران تعریف می شود 

و رشد،به سازنده بودن حضور ما در کناردیگران 


سلول سرطانی سلولی است که 

پیشرفت خود را به رشد در کنار دیگران ترجیح می دهد 


محمدرضا شعبانعلی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ مرداد ۹۶ ، ۲۲:۴۱
محمد جواهری

در پرسه های مطالعاتی ام به مقاله ای از دکتر شفیعی کدکنی برخوردم که در آن علت عقب ماندگی و عدم پیشرفت ایران و جهان اسلام را روی گرداندن از خردگرایی و عقل گرایی و توجه جنبه های مختلف زندگی به سمت جبرگرایی و اشعری گری و عقل ستیزی می دانند 

او که مقاله اش را "ساختار ساختارها " نامیده است - و انصافا اسم با مسمایی است -از اشعری گری به عنوان بن مایه و پایه و ریشه ی انحرافات و بن بست های بعدی یاد می کند .

مخصوصا هنگامی که این جبرگرایی خود را در قالب بسیار زیبای هنر و تعریف هنرمندانه از دین پنهان می کند 

بلی تصوف و عرفان و قرائت ابن عربیک از دین که بن مایه های آن همه جبرگرایی و اشعری گری و عقل ستیزی است .

در این مقاله کتابی از خوارزمی - البته نه خوارزمی معروف - در باره علوم مختلف و شرح آن ها که در قرن 4 نوشته شده است را با کتابی از جرجانی با همان مضمون که تعریف علوم مختلف است در قرن 8 و 9 مقایسه می کند که نتایج جالبی دارد که این جا مجال گفتن از آن ها نیست .

ایشان همچنین خمله غزها و مغولان را پایه ای برای ترویج عقاید اشعری در جامعه می دانند .

با اینکه خودایشان هم اشاره کرده بودند که حکومت بنی العباس و سلجوقیان به شدت علاقمند به این طرز تفکر -تفکر اشعری - بوده اند و اینکه عقاید ابن عربی در غرب جهان اسلام شکل گرفت و ربط دادنش به حمله غزها و مغولان کمی دور از ذهن به نظر می رسد .

(البته حتما فضای بوجود آمده بعد از حمله مغول زمینه را برای رشد چنین دیدگاههایی بیش از پیش آماده کرده است و نظر من هم در حد دانشجویی علاقمند است و قصد کوچکترین جسارت به محضر استاد نیست )

کوتاه سخن اینکه حتما و یقینا اشعری گری و عقل ستیزی پایه و بنای انسداد تفکر اسلامی بوده و هستند اما پایه های شکل گیری این طرز فکر را شاید باید در جای دیگر جستجو کرد .


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ مرداد ۹۶ ، ۱۴:۳۳
محمد جواهری

گفتن و نوشتن از امیدها و آرزوهایمان کمترین فایده اش هشدار به مغز است که راه را گم نکند و در میان خروارها نطر و ایده مسیر خود را بیابد.

حکایت من و امثال من حکایت آن جوان است که می خواست نقش شیر را بر روی پشت و بازوانش خالکوبی کند و استاد خالکوبی از هر عضو از اعضای شیر که شروع  می کرد جوان او را از کشیدن آن قسمت نهی می کرد تا جایی که صدای استاد را به درآورد که :

شیر بی یال و دم و اشکم که دید                  اینچنین شیری خدا خود نافرید

این حکایت استعاره از زندگی های ماست که سرپر سودا و تنِ تن پروری داریم .

از یک طرف هدف های بزرگ و امیال و آرزوهای بلند مان گوش فلک را کر کرده و از طرف دیگر اسیرخستگی و تن پروری امان هستیم .از هرطرف که فشاری می آید شانه خالی می کنیم .

زندگی بعضی از ما طبل تو خالی است که فقط صدا دارد و گرنه اندرونش خالی ِخالی است

با همان صدای طبل تو خالی حس و حالی داریم

با همان صدا به خواب می رویم و با همان بیدار می شویم و با همان صدا به وجد می آییم .

و پیدا می شوند در گوشه کنار دوستانی که زندگی هایشان صدایی ندارد جز صوتی خفیف

که با دقتی عجیب می توان به آن پی برد .

صدای آرام روییدن 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ خرداد ۹۶ ، ۱۵:۳۴
محمد جواهری

درست یادم نیست از کی و چگونه به کتاب علاقمند شدم!

می دانم در دبستان اصلا درسم خوب نبود 

هنوز مادرم داستان خانم رازقی معلم کلاس اولم را با آب و تاب تعریف می کند

که به او گفتم این بچه هیچی یاد نگرفته او را مردود کنید تا سال آینده دوباره کلاس اول را بخواند

و معلم مهربانم به مادرم گفته بود "عیب نداره بگذار همینطور ادامه دهد برای روحیه اش خوب نیست 

جلو دوستاش خجالت می کشه "

من با این سابقه ی درخشان کلاس اول را گزراندم و دوم و سوم را هم کم و بیش با همین احوال .

کلاس چهارم بودم که کتابی از ژول ورن به نام بازماندگان به دستم رسید از چه طریقی نمی دانم 

واقعا یادم نیست  اما هم موضوعش کم و بیش یادم هست هم تعداد صفحاتش که 120 صفحه بود .

هیچگاه فکر نمی کردم - در اون سن - بتوانم کتابی به این قطر را بخوانم .

من که درسهای مدرسه ام را به زور می خواندم در خواندن کتاب های ژول ورن و آیزاک آسیموف سراز پا نمی شناختم .

الان که فکر می کنم حسی درونی را می یابم که گویا از همان ابتدا تا همین الان همراه من است .

هنگام کتاب خواندن آنچنان در دنیای خودم غرق می شوم که معمولا متوجه اطرافم نمی شود 

هیچ چیزی را با این حالت خلسه ناشی از مطالعه و کتاب خواندن نمی توانم عوض کنم 

هیچ تفریحی برای من مفرح تر از خواندن نیست .

در هر حال و وضعی باشم خواندن مرا آرام می کند .




۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۱:۵۸
محمد جواهری

مدتها بود که به توصیه معلم خوبم درفکر ایجاد یک وبلاگ بودم 


و البته شرطی را هم برای خودم گذاشته بودم و آن 

نوشتن مرتب در دفترشخصی ام بود .

امروز حدود 5 ماه است که مرتب می نویسم البته با کیفیت پایین ولی

 می نویسم  مانند غذا خوردن و نفس کشیدن برای من مهم است باید 

هر روز بنویسم حتی آن روزهایی که هیچ به ذهنم نمی رسد ،باید بنویسم 

اما مدل کاری که فکر کردم در این وبلاگ پیش بگیرم 

گام اول نوشتن خلاصه یا برداشت های شخص ام از کتاب هایی که می خوانم 

را در اینجا می نویسم تا هم نکات مهم کتاب را جایی نوشته باشم تا اگر به 

کار کسی هم نیامد حداقل خودم گاهی که لازم است به آن مراجعه کنم 

و اینکه مجبور باشم بنویسم نوشتن کمک می کند من بهتر بفهمم عمیق تر 

مطلب را درک کنم و شایسته تر بیندیشم .

اگر بخواهم در یک جمله بگویم می خواهم اینجا مشق بنویسم .

دوم مطالبی که در مدرسه دوست داشتنی ام متمم می آموزم را باهم ترکیب 

و تحلیل های خودم را بنویسم .

گام سوم برخی دیدگاههای شخصی خودم که فکر می کنم برای خودم یا

 مخاطب احتمالی نوشتن آن موثر باشد را می نویسم 

گام چهارم  دلنوشته ها و درد ودل های شخصی ام 
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۸:۲۶
محمد جواهری